کارگاه آموزشی

نوروفیدبک

کارگاه آموزش نوروفیدبک

1. نوروفیدبک چیست؟

آموزش نوروفیدبک در توصیف روشی به کار می‌رود که در آن، اطلاعات عصبی به بیماران مبتلا به اختلالات خاص دستگاه عصبی مرکزی(CNS) بازخورد داده می‌شود و تلاش می‌شود تا آنها بیاموزند چگونه کارکرد مغزی خودشان را اصلاح نمایند. نوروفیدبک نوعی بیوفیدبک است که در آن به طور مستقیم روی مغز کار می‌شود و بنا بر هدفی که از پیش تعیین شده است، دامنۀ امواج مغزی، درجۀ هم‌نوسانی و یا اختلاف فاز آماج تغییر قرار می‌گیرند. منطق این روش درمانی بر پایه شرطی سازی عاملی استوار است. ما در حالت عادی قادر به کنترل و تغییر امواج مغز خود نیستیم؛ زیرا نسبت به این امواج آگاهی نداریم. در روش درمانی نوروفیدبک، سعی می‌شود تا این آگاهی از طریق ارائۀ بازخوردهای (فیدبک‌های) بسیار سریع (چند هزارم ثانیه پس از وقوع) به فرد ایجاد شود. همچنانکه این تمرین ادامه می‌یابد، مغز یاد می‌گیرد که چگونه به تولید بیشتر امواجی بپردازد که منجر به عملکرد بهتر می‌شود. اینکه چه امواجی در مغز افزایش و چه امواجی کاهش یابند، کاملاً بستگی به مشکل هر فرد دارد و درمانگر آن را در طول جلسه تنظیم می‌نماید. از  این روش می‌توان به منظور بهبود اختلالاتی چون بیش‌فعالی/کمبود توجه، ناتوانی‌های یادگیری، صرع، هراس و اختلالات اضطرابی، اختلالات مربوط به سوء مصرف مواد، افسردگی، مدیریت استرس، میگرن، سندرم تورت و اختلالات خواب استفاده کرد. این روش تحت عنوان EEG بیوفیدبک، نوروفیدبک و آموزش مغز نیز شناخته می‌شود.

 

روند یادگیری نوروفیدبک

الف : یادگیری نیمه هشیار يادگيري نيمه هشيار طی فرايندي اتفاق مي‌افتد كه مغز بوسيله آن، بصورت ناخودآگاه، شروع به بازشناسايي خويش روي مانيتور كامپيوتر كرده و سپس به ايجاد تغييرات مطلوب به منظور حفظ میزان مناسب امواج مي‌پردازد. همچنانكه اين اتفاق مي‌افتد فرد كم‌كم احساس جدايي از اين فرايند به او دست مي‌دهد. او احساس مي‌كند كه فقط و بسادگي مشغول تماشاي صفحه و گوش دادن به اصوات است بدون اينكه وقوع اتفاقي را در مسيرهاي عصبي خود احساس کند. اين يادگيري در سطح نيمه هشيار اتفاق مي‌افتد. به خاطر داشته باشيد، گربه‌ها و ساير حيوانات هم مي‌توانند ياد بگيرند كه كاركرد مغزشان را تغيير دهند (وقتي پاداش‌هاي مناسبی دریافت کنند) ولی بصورت هشيار نمي‌توانند تصور كنند كه چه بايد انجام بدهند تا پاداش دريافت كنند. اين يادگيري به مرور زمان و خارج از سطح آگاهي هشيار اتفاق مي‌افتد.

ب : شکل‌گیری یک ارتباط هشیار بین احساسات و حالات مغزی روش دوم يادگيري وقتي است كه ارتباطي هشيار بين نشانه‌هاي هدف (براي مثال صدها و تصاوير راهنما) و احساس فرد پیدا می‌شود. مثلاً، بيشتر مردم نمي‌توانند بيان كنند افزايش آلفا چه احساسي دارد اما مي‌توانند بگويند كه چه زماني اين اتفاق مي‌افتد. اين فرايند يادگيري هشيارانه است و شامل ایجاد يك آگاهي از حسي در بدن است كه پيش از آن نبوده است. در اين روش، افراد قادر خواهند بود تا بصورت ارادي آنچه لازم است انجام دهند تا آن حس دوباره ايجاد شود. افراد می‌گویند که «اين مانند همان حسي است كه وقتي آلفاي بيشتري توليد مي‌كنم دارم».

ج : رشد انعطاف‌پذیری در مسیرهای عصبی در نهايت، تغيير حاصل از تمرين دادن مسيرهاي عصبي با نوروفیدبک مي‌باشد. هر چه مغز بيشتر براي رسيدن به حالت بهينه تمرين كند، در پاسخ به نيازها منعطف‌تر مي‌شود.

2. کاربرد های نوروفیدبک چیست؟

اختلال کمبود توجه/بیش‌فعالی (AD/HD)

لوفتوس و همکاران (2012) در مطالعه ای مروری به بررسی اثربخشی درمان نوروفیدبک بر روی اختلال بیش فعالی و عدم توجه که همراه با اختلالات دیگر باشد پرداخته و اثر بخشی درمان را از نظر کارایی درجه 4 یا« موثر» گزارش نمودند.(مرتبۀ اول به معنای عدم تأیید تجربی و پنجم به معنای «کاملاً مؤثر» می‌باشد).

آرن و همکاران(2009) در مطالعه ای فراتحلیلی اثربخشی درمان نوروفیدبک را بر اختلال بیش فعالی و عدم توجه بررسی نمودند. در این مطالعه مشخص شد که نوروفیدبک از لحاظ کارایی در درمان AD/HD، در یک مقیاس 5 درجه‌ای، مرتبۀ پنجم یا «کاملاموثر»  را برای علائم عدم توجه و تکانشگری دارد و اثرگذاری آن بر روی بیش فعالی درجه سه گزارش شده است.

در ژوئن 2005، در یک مطالعه مروری/ فراتحلیلی، موناسترا و همکارانش با توجه به معیارهای مؤسسه سایکوفیزیولوژی و بیوفیدبک کاربردی (AAPB) و جامعه بین‌المللی نوروفیدبک و پژوهش (ISNR) به ارزیابی اثرات بالینی نوروفیدبک بر AD/HD پرداختند. این مطالعه نشان داد که نوروفیدبک از لحاظ کارایی در درمان AD/HD، در یک مقیاس 5 درجه‌ای، مرتبۀ سوم یا «احتمالاً مؤثر»  را به خود اختصاص می‌دهد ( مرتبۀ اول به معنای عدم تأیید تجربی و پنجم به معنای «کاملاً مؤثر» می‌باشد). مؤلفان یادآور شدند که اثرات مفیدی در مطالعات پنج گروه تصادفی (جمعاً 214 بیمار) مورد تحلیل آنها گزارش شده است و البته رتبه گذاری نوروفیدبک در مورد AD/HD بر اساس نیازبه مطالعات کنترل شده بیشتری برای عوامل مربوط به بیمار و درمانگر انجام شد که ممکن است نتایج را تحت تأثیر قرار داده باشند.

در مطالعه‌اي كه در سه قسمت توسط لوبار ، استاروود ، استار وود ، و او دانل (1995) درباره تأثير نوروفيدبك بر AD/HD انجام شد، 23 نفر مبتلا به AD/HD  8 تا 19 ساله تحت آموزش سه ماهه نوروفيدبك قرار گرفتند. تغييرات در EEG، عملكرد در آزمون متغیرهای توجه (T.O.V.A)، مقياس رفتاري (ADDES)، و عملكرد هوش (WISC-R) پس از درمان مورد ارزيابي قرار گرفت. در قسمت اول بهبودي معناداري در عملكرد T.O.V.A، در قسمت دوم بهبودي معناداري در گزارش والدين  در قسمت سوم افزايش معناداري در امتياز آزمون هوش بدست آمد. اين مطالعه تأثير آموزش نوروفيدبك را روي اندازه‌گيري‌هاي عيني و ذهني، هر دو، و تحت شرايط كنترل شده نسبي  نشان مي‌دهد.

سوء مصرف مواد

سوخاتز و همکارانش در سال 2008 به بررسی اثرگذاری درمان نوروفیدبک بر بیماران مبتلا به سوء مصرف مواد در مقایسه با سایر روش های درمانی پرداختند در این پژوهش مشخص شد که اثربخشی درمان نوروفیدبک در درجه سوم اثربخشی  یا « احتمالا موثر» قرار می گیرد.

کالوی و همکارانش (2008)در یک بررسی طولی بر یک گروه 16 نفره از افراد مبتلا که با استفاده از نوروفیدبک درمان شده بودندمشاهده کردند که بعد در یک پیگیری طولی ( 98-74 ماهه) 3/81% افراد برگشت نداشتند. میزان عدم برگشت گروه گواه به طور معنا داری کمتر بود(40%). 

در يك مطالعه كنترل شده روي 120 بيمار مبتلا به سوءمصرف مواد، اسكات و همكاران (2005)  به اين نتيجه رسيدند كه بيماراني كه بصورت تصادفي براي آموزش نوروفيدبك انتخاب شده بودند، نتايج بهتري از نظر پرهيز از مصرف مواد در پيگيري به مدت يك سال پس از درمان خود نشان دادند و در مقايسه با بيماراني كه درمان‌هاي مكمل و در زماني مساوي با جلسات نوروفيدبك دريافت كرده بودند، مدت بيشتري در درمان باقي ماندند. (77% در مقابل 44% و متوسط 135 روز در مقابل 101 روز، 005/0P<). پس از 46 روز درمان، محققان این پژوهش گزارش دادند كه در گروه نوروفيدبك، نتيجه آزمون TOVA بطور معناداري بهتر شده و همچنين تغييرات مثبت معناداري در حد 5 تا 10 درجه در نتيجه آزمون MMPI-2 حاصل شده است.

اضطراب امتحان

ژو و همکارانش (2009) اثر بخشی نوروفیدبک و بیوفیدبک را بر عملکرد تحصیلی گروهی دانشجو مطالعه نمودند. یافته های این پژوهش نشان می دهند که نوروفیدبک در کنار بیوفیدبک به طورمعناداری اضطراب امتحان، افسردگی و خلقشان را بهبود می بخشد.

دو مطالعه دیگر بر روي تأثير نوروفيدبك بر اضطراب امتحان  انجام شد (هاموند، 2005 ؛ گرت و سیلور، 1976). اين مطالعات دارای انتخاب تصادفي، 4 گروه كنترل درماني مختلف، و يك گروه كنترل ليست انتظار را در بر مي‌گرفتند. در يكي از مطالعات، كاهش معناداري در اضطراب امتحان بدست آمد. در حاليكه در گروه كنترل درمان نشده و گروه آموزش آرميدگي كاهش معناداري ديده نشد. در مطالعه ديگر افراد، دوره‌هایی از آموزش نوروفیدبک و آموزش بيوفيدبك عضلانی دريافت كردند. در اين افراد نمرات اضطراب در مقايسه با گروه درمان نشده به طور معناداري كاهش يافت (001/0P<).

اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)

ویلیام(2008) در مطالعه ای بر روی 10 نفر سرباز جنگی مبتلا به استرس پس از سانحه، اثر بخشی نوروفیدبک بر کاهش افسردگی و عدم توجه ناشی از اختلال را بررسی نمود. نتایج تحلیل کاهش معنی دار علائم را پس از 30 جلسه درمان نوروفیدبک نشان می دهد.

در يك مطالعه كنترل شده تصادفي كه روي PTSD مزمن صورت گرفت (پنیستون و کولکسکی، 1991)، 30 جلسه 30 دقيقه‌اي آموزش نوروفيدبك به درمان سنتي يك گروه 15 نفره از سربازان مبتلا به PTSD بستري در بيمارستان اضافه شد. اين افراد پس از درمان و در يك پيگيري 30 ماهه پس از درمان، با يك گروه 14 نفره كه فقط درمان سنتی دریافت کرده بودند مقایسه شدند. تمام 14 نفر تحت درمان سنتي عود علائم PTSD را همراه داشتند در حاليكه تنها 3 نفر از 15 نفر سرباز تحت درمان اضافي نوروفیدبک بازگشت علائم مشاهده گشت.

صرع

واکر (2010) در مطالعه ای مروری در رابطه با اثربخشی نوروفیدبک بر اختلال صرع این درمان را موثر معرفی کرده و گزارش می کند که در پیگیری های با متوسط 6 سال ( بین 3 تا 9) برگشت علائم وجود نداشته است.

استرمان و لانتز (1988)، 24 فرد مبتلا به صرع مقاوم به دارو را تحت آموزش نوروفيدبك قرار داده و با اجراي مجموعه‌اي از آزمون‌هاي نوروسايكولوژيك در ابتدا، پس از كنترل و پس از درمان، مورد مطالعه قرار دادند. این افراد نقائص مشخصي را در كاركرد حركتي، شناختي و رواني ـ اجتماعي از خود نشان دادند. همچنين اين آزمون‌ها افرادي را كه پس از آموزش، کاهش پایین‌تر یا بالاتر از حد متوسط در تشنج پيدا كرده بودند، متمايز ساختند. افرادي كه بيشترين كاهش تشنج را از خود نشان دادند در مقایسه با افرادی که موفقیت کمتری در بهبودی کسب کرده بودند بيشترين بهبود را در توانايي حل مسئله عمومي كسب كردند اما در بقيه آزمون‌هاي شناختي و حرکتی تفاوت چندانی حاصل نشد. اين افراد همچنين بطور معناداري از ميزان داروي كمتري همراه با آموزش خود، در مقايسه با افرادي كه موفقيت كمتري بدست آورده بودند، بهره گرفتند. در مقایسه با گروه کنترل بهبودي در عملكرد حركتي و شناختي تنها در افرادي كه بيشترين كاهش را در ميزان تشنج از خود نشان داده بودند ظاهر شد.

اوتیسم

تامسون و تامسون(2009)در مطالعه ای مروری بر 150 فرد مبتلا به آسپرگر و 9 فرد مبتلا به اوتیسم در یک دوره 15 ساله، به بررسی اثربخشی نوروفیدبک پرداختند.نتایج بررسی نشاندهنده کاهش علائم عدم توجه، اضطراب، ضعف اجتماعی، و بهبود وضعیت تحصیلی و عملکرد هوشی می باشد.

كوبن و پادولسكي(2007)، 37 بيمار اوتيستيك را تحت 20 جلسه آموزش نوروفيدبك قرار دادند. در اين مطالعه گروه كنترل و گروه آزمایش از لحاظ سن، جنس، نژاد، دست برتري، درمان‌هاي ديگر و شدت اوتیسم همتا شده بودند.

نتايج نشان‌دهندۀ آن بود که در 89%  افراد بهبود در علائم اوتیسم رخ داده است. تحليل آماري حاكي از بهبود معنادار در افراد تحت درمان با نوروفيدبك در مقايسه با گروه كنترل لیست انتظار بود. یافته مهم دیگر کاهش چهل درصدی در علائم هسته‌ای  اوتیسم ( با استفاده از نمره کلATEC ) و کاهش ارتباطات مغزی بیش از اندازه در گروه آزمایش  بود . شواهد حاصل از اندازه‌گيري‌‌هاي گوناگون حاكي از آن است كه نوروفيدبك يك درمان مؤثر براي اوتیسم است. در اين مورد، يك فاكتور مهم در توضيح بهبود علائم بالینی در گروه آزمايش مي‌تواند استفاده از نوروفيدبك براي كاهش ارتباطات مغزي بيش از اندازه باشد.

پیشینه پژوهشی

 در جدول زیر خلاصه‌ای از مطالعات صورت گرفته در زمینۀ نوروفیدبک آورده شده است. (براساس دیتابیس Pubmed؛ تعداد مقالات در سایر دیتابیس ها بسیار بیشتر است)

 

 

سایر اختلالات:

 

 

ادامه مطلب در:
اثربخشی نوروفیدبک
3. چرا پارند؟

هفت دليل براي انتخاب پارند به عنوان مركز ارائه دهنده خدمات تكنولوژيك

1.برگزاری دوره های آموزشی: برگزاری دوره های آموزشی و ارائه مدرک از دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی به همراه امتیاز باز آموزی

2.مرجع آموزش متخصصان: اكثر كساني كه در ايران از نوروفيدبك استفاده مي‌كنند توسط متخصصان مركز پارند آموزش داده شده‌اند.

3.پشتوانه تجربي بالا: برخي از درمانگران مرکز پارند از اولين كساني هستند كه نوروفيدبك را در ايران به عنوان يك روش درماني بكار برده‌اند.

4.استفاده از آخرين دستاوردهاي علمي جهان: مركز پارند از طريق همكاريهاي بين المللي خود توانسته است آخرين روشهاي اثبات شده علمي را گرد هم آورد. استفاده همزمان از نوروفيدبك و بيوفيدبك و تلفيق درمان با آموزشهاي خاص مغز بخشي از اين دستاوردهاست.

5.ارزيابي جامع و دقيق: استفاده از مصاحبه تشخيصي دقيق، مشاهده رفتاري، آزمونهاي روانشناختي كامپيوتري و منحصر به فرد، بررسي مغز از طريق QEEG و ERP يكي ديگر از وجوه تمايز مركز پارند از ساير مراكز ديگر است.

6.بهبود چند جانبه:متخصصان مركز پارند معتقدند كه درمان موثر و يا ارتقا توانمنديهاي فردي نيازمند استفاده از روشهاي مختلف به صورت همزمان است و براي موفقيت در اين راه بايد روشهاي مختلف (نوروفيدبك، بيوفيدبك، آموزش مغز، بازي درماني، پارياد و ...) را با هم تركيب نمود.

7.منصفانه بودن هزينه ها: با توجه به حرفه‌اي بودن تيم درمان و روشهاي درماني-ارتقايي منحصر به فرد، هزينه‌هاي خدمات ارائه شده توسط مركز پارند بسيار منصفانه است.
 

4. هدف از گذراندن دوره نوروفیدبک در مرکز پارند چیست؟

کارگاه آموزشی نوروفیدبک در مرکز پارند در دو سرفصل آموزشی کارگاه نوروفیدبک عمومی و کارگاه نوروفیدبک پیشرفته برگزار میشود.

در کارگاه نوروفیدبک عمومی چه چیزی یاد میگیریم؟

هدف از برگزاری کارگاه سه روزه نوروفیدبک عمومی، آشنا ساختن متخصصان با کاربردهای بالینی و ارتقایی نوروفیدبک می باشد. به افراد شرکت کننده، گواهی شرکت در دوره اعطا خواهد شد. 
انتظار می رود پس از پایان دوره، افراد شرکت کننده موارد زیر را فراگیرند (دوره به صورت تئوری و عملی ارائه می گردد)

  1. استفاده از فرمهای ارزیابی مناسب برای جلسه اول و پایش نتایج هر 10 جلسه یکبار 
  2. پیدا کردن نقاط روی سر براساس سیستم 10-20
  3. ثبت Base line 4 گانه در روز اول درمان و ثبت آن 
  4. بررسی وضعیت امواج مغزی جلو-پشت و نیمکره راست-چپ براساس Base line 4 گانه 
  5. بدست آوردن شاخص توجه (Attention Index) 
  6. ثبت Baseline در ابتدای هر جلسه درمانی 
  7. بررسی آرتیفکت ها پس از ثبت Baseline در هر جلسه 
  8. تشخیص آرتیفکت های مختلف در هنگام درمان با نوروفیدبک
  9. استفاده از پروتکل های monopolar و bipolar براساس نیاز فرد و تشخیص اختلال 
  10. استفاده از پروتکل های مرتبط با اختلات آموزش داده شده در کارگاه 
  11. کار با آستانه ها (چگونگی استفاده از آستانه اتوماتیک و Manual؛ حذف یک آستانه از روند درمان؛ تغییر فرکانس های مربوط به هر آستانه؛ استفاده از سیستم امتیازدهی برای افزایش مهارت فرد) 
  12. تقسیم جلسه براساس نقاط و پروتکل ها به نحوی که حداکثر 45 دقیقه جلسه درمان به طول انجامد.  
  13. گرفتن Trend Report هر 10 جلسه یکبار 
  14. تغییر پروتکل براساس نیاز فرد (تغییر جای الکترود، نوع مونتاژ و ...)

در کارگاه نوروفیدبک پیشرفته چه چیزی یاد میگیریم؟

انتظار می رود پس از پایان دوره نوروفیدبک پیشرفته، افراد شرکت کننده موارد زیر را فراگیرند (دوره به صورت تئوری و عملی ارائه می گردد).

  1. بدست آوردن مقدار واقعی آلفای فرد
  2. اجرای پروتکل آلفا/تتا برای درمان اختلالات اضطرابی، ولع اعتیاد و ارتقا عملکرد
  3.  طراحی وایجاد پروتکلهای مختلف برای اختلالات ADHD، LD، اختلالات اضطرابی، درد مزمن و ...
  4.  طراحی و ایجاد اسکرینهای درمانی
  5.  استفاده از QEEG به عنوان راهنمای درمان با نوروفیدبک
  6.  آشنایی با متدهای مختلف نوروفیدبک شامل Othmer Method، TLC، Z-Score Training  و ...
  7.  آشنایی با چگونگی استفاده همزمان از نوروفیدبک و بیوفیدبک
  8. بررسی موضوعات مظرح شده در دوره مقدماتی نوروفیدبک؛ سوال و جواب و رفع اشکال
  9. مقدمه‌ای بر نقشه مغزی (QEEG): مونتاژها، توان مطلق، توان نسبی، آسیمتری، کوهرنس، دیتابیس نرمال و غیره
  10. بحث در مورد مقاله هاموند و کریک
  11. پروتکل آلفا/تتا (مفاهیم ایه پروتکل آلف/تتا، طراحی درمان، تصویرسازی)- تمرین عملی
  12. مقدمه‌ای بر نقشه مغزی (QEEG): مونتاژها، توان مطلق، توان نسبی، آسیمتری، کوهرنس، دیتابیس نرمال و غیره

5. کارگاه های نوروفیدبک که به تازگی در مرکز پارند برگزار شده اند؟

کارگاه آموزشی نوروفیدبک عمومی تاریخ 30 خرداد الی 1 تیر
کارگاه آموزشی نوروفیدبک عمومی تاریخ 26 الی 28 اردیبهشت
کارگاه آموزشی نوروفیدبک پیشرفته تاریخ 13 و 14 اردیبهشت
کارگاه آموزشی نوروفیدبک عمومی تاریخ 29 الی 31 فروردین

 

6.  شرکت کنندگان در کارگاه نوروفیدبک چه کسانی هستند؟

در لینک زیر میتوانی اسامی افرادی که در دوره ها مختلف کارگاه نوروفیدبک شرکت کرده اند را مشاهده کنید.

شرکت کنندگان

تحریک الکتریکی مغز tDCS

1. تحریک الکتریکی مغز tDCS چیست؟

تحریک جدار جمجمه ای با جریان مستقیم (tDCS)، نوعی درمان غیر تهاجمی است که طی آن جریان مستقیم بسیار ضعیفی (1 تا 3 میلی آمپر) را بر پوست سر وارد می کنند . از آنجا که جریان مستقیم با تکانه های گسسته، به قطبی سازی و نه تحریک می پردازد ، فعالیت آن مستقیما به شلیک پتانسیل عمل در نورون های قشر نمی انجامد . بررسی های اولیه بر روی نمونه های حیوانی نشانگر تغییر فعالیت قشر مخ در اثر گذر جریان الکتریکی به صورت کاهش یا افزایش تحریک پذیری ، بسته به شرایط جریان الکتریکی عبور داده شده میباشد . این اثرات با تغییر در میزان ساخت پروتئین ها و سطوح درون سلولی AMP حلقوی و کلسیم، تا مدتی پا بر جا می مانند اما عموما برگشت پذیر و فاقد عوارض در عملکرد و ساختار سلول ها می باشند . همچنین این شکل جریان مستقیم (DC) تحریک الکتریکی، وجه مشخصه این روش از ابزارهایی است که از جریان های متناوب (AC) استفاده می کنند و تحریک تکانه گسسته ایجاد می کنند، مانند CES، ECT، VNS و DBS . البته در tDCS بر خلاف روش هایی مانند rTMS (تحریک جدارجمجمه ای با امواج الکترومغناطیسی) ، تحریک انجام شده در حد ایجاد پتانسیل عمل پاسخ ( برای مثال انقباض عضلانی ) نمی باشد . بلکه تغییرات صورت پذیرفته در جهت اصلاح ساختار و عملکرد نورون ها در جهت مطلوب و مد نظر (نورومدولاسیون) هدایت می گردد، از اینرو برخی پژوهشگران عبارت " قطبی سازی جریان مستقیم جدار جمجمه ای" را ترجیح می دهند، و این دو عبارت در ادبیات امروز معادل یکدیگرند. ابزار کوچک آن قابل حمل بوده و معمولا با باطری های DC در دسترس کار می کند.

2. tDCS درمغز چگونه کار می کند؟

اینکه دقیقا در مغز و در حین tDCS چه می گذرد نا مشخص مانده است. به هر حال، آزمایشات بر روی حیوانات ، انسان و حتی شواهد ثبت شده مستقیم از نورون های موارد آزمایش شده، یک توضیح کلی را پیش رو می گذارد. آند (منفی) مکانی است که الکترون ها وارد مغز می شوند. کاتد (مثبت) جایی است که الکتریسیته از مغز خارج می شود . بنابراین، یک بار منفی در زیر کاتد تحریک کننده، زمانی که الکترون ها برای داخل شدن به الکترود تحریک کننده تجمع می کنند، ایجاد می شود (مانند مسافرانی که منتظر سوار شدن به مترو هستند و در پشت در ازدحام کرده اند). یک کاتد کوچک تر می تواند بار کانونی تری را به ناحیه مورد نظر در مغز برساند واین زمانی است که بار بیشتری در درب خروجی تجمع کرده است. بنابراین، می توان اندازه ی ناحیه ای از مغز، که تحت تاثیر قرار می گیرد را، به وسیله تغییر اندازه الکترود کاتدی و یا با تغییر اندازه یا محل الکترود آندی، شکل داد یا کنترل کرد (نیچه و همکاران، 2007) . اثرات رفتاری آنچه در زیر کاتد تحریک کننده اتفاق می افتد، الزاما با آن روشنی که انتظار داریم نیست. در بیشتر مطالعات، ناحیه ای که زیر آند قرار گرفته است تحریک و ناحیه ای که زیر کاتد قرار دارد مهار می شود. برای مثال، تحریک نواحی مختلف قشر حرکتی، باعث ایجاد چنین اثرات رفتاری می شود. این روش به عنوان درمان سکته به کار گرفته می شود. به هر حال، مغز بسیار پیچیده است. مطالعاتی وجود دارد که نشان می دهد، نواحی مغزی زیر آند، از نظر رفتاری مهار می شوند. در یک مطالعه، محققان نهفتگی پاسخ فراخوان شده دیداری را آزمایش کردند: 10 دقیقه tDCS آندی، باعث کاهش دامنه پتانسیل تحریک شده بصری شد، در حالی که 10 دقیقه tDCS کاتدی کاتدی، باعث افزایش این دامنه برای چندین دقیقه در پی تحریک شد. (آکورنرو و همکاران، 2007). بنابر این در این مطالعه، مهار رفتاری زیر آند، و برانگیختگی یا تحریک، زیر کاتد داشتیم. به نظر می رسد که نواحی مختلف مغزی با مورفولوژی، لایه بندی و ساخت سلولی متفاوت، می توانند پاسخی متفاوت به تحریک جریان مستقیم از خود نشان دهند. سر انسان یک هادی ضعیف الکتریسیته است. به علاوه، حداقل 50 درصد جریان در بافت های پیرامونی از دست می رود. به همین خاطر است که می توان از الکتریسیته بسیار کمتری، در زمانی که از جمجمه میگذرد و به طول مستقیم نورون ها را لمس می کند، استفاده کرد (مانند DBS یا TMS که در آن ها میدان مغناطیسی از جمجمه عبور داده می شود). منطق علمی tDCS، عبور جریان الکتریکی از داخل مغز با استفاده از قرار دادن الکترودهای مثبت و منفی روی جمجمه است. بر این اساس می توان پیش بینی کرد که متغیرهای مهم برای دستیابی به اثرات دلخواه شامل موارد ذیل می شوند. 1- شدت جریان: طبیعی است که هر چه میزان جریان الکتریکی بالاتر باشد اثرات بیشتری مورد انتظار خواهد بود. جریان از الکترود آنود (قطب منفی ) به الکترود کاتد (قطب مثبت) برقرار میگردد. 2- شکل و اندازه الکترود: می توان گفت مهم تر از شدت جریان، چگالی جریان گذر کرده از مغز می باشد. چگالی یا تراکم جریان در واقع معرف میزان جریان عبوری از هر سانتی متر مربع است. در اکثر مطالعات، تراکم 0،029 تا 0،08 میلی آمپر در هر سانتی متر مربع مورد استفاده قرار می گیرد . بر این اساس شکل و اندازه الکترود، شاخصی تعیین کننده خواهد بود. در عموم مطالعات به چاپ رسیده از الکترودهای 25 الی 35 سانتی متر مربعی استفاده شده است. برای برقراری اتصال مناسب بین دو الکترود و جمجمه از خیس کردن الکترود با آب معمولی یا محلول NaCl (غلظت 15 الی 140 میلی مول) یا کرم های مخصوص استفاده می گردد. البته چند شرکت تولید کننده، الکترودهایی بدون نیاز به مواد اضافی جهت اتصال به جمجمه معرفی نموده اند. 3- محل قرارگیری الکترود: با توجه به اندازه به کار رفته و اصول فنی tDCS نمی توان دقت مکانی زیادی از آن انتظار داشت. اما تاثیر گذاری منطقه ای، در حد قشر حرکتی راست یا چپ و یا قشر پره فرونتال راست یا چپ امکان پذیر است. پژوهش ها نشان می دهد الکترود آند منجر به افزایش و الکترود کاتد منجر به کاهش فعالیت نواحی سطحی قشر مخ می گردد. بر این اساس می توان گفت در به کار گیری tDCS در واقع یک ناحیه در قشر مخ تحریک و یک ناحیه مهار می گردد. 4- طول برقراری جریان: بدیهی است که با افزایش طول دوره جریان و یا شدت جریان می توان انتظار اثرات بیشتری را در tDCS انتظار داشت. اما با توجه به گسترش دامنه نواحی تحت تاثیر در اثر افزایش شدت جریان و تحریک شدن نورون های لایه های زیرین و ایجاد اثرات غیر قابل کنترل و ارزیابی، ترجیح داده می شود برای افزایش اثر ، طول دوره آن افزایش یابد. در برقراری جریان با tDCS درحد چند ثانیه اثرات ایجاد شده بلافاصله بعد از قطع جریان از بین می روند. در کاربرد tDCS درحدود 10 دقیقه (عموم مطالعات از بازده حدود 9 الی 13 دقیقه استفاده می کنند) اثرات ایجاد شده تا حدود یک ساعت باقی می ماند.

3. tDCS در مقایسه با ECT

در tDCS جریان های کوچک برای بیش از 20 تا 30 دقیقه به کار گرفته می شوند. این جریان ها ثابتند ومغز فرصت دارد که خود را با این جریان ملایم تطبیق دهد. به عکس، در شوک درمانی (ECT) یک جریان کوتاه، قدرتمند و دوسویه که به طور مرسوم، شکل موجی دارد و آنرا شبیه به جریان متناوب می سازد، استفاده می شود. مغز نمی تواند خود را با تحریک در ECT تطبیق دهد و حمله تشنجی ایجاد می شود. کل مقدار الکتریسیته ای که در هر جلسه از ECT استفاده می شود در مقایسه با یک جلسه tDCS آنچنان هم متفاوت نیست. مشخص است که مغز، بسته به نوع تحریک به کار گرفته شده و همچنین دامنه های زمانی بسیار متفاوت در هر نوع از کاربرد تحریک به صورتی متفاوت واکنش نشان می دهد. موارد کاربرد tDCSدر درمان افسردگی (معادل یک دوره 6 هفته ای مصرف فلوکستین)، میگرن ، درد ناشی از صدمات تروماتیک نخاع و فیبرومیالژیا، سکته های مغزی، آفازی، ولع مصرف (مواد، الکل، سیگار و غذا)، پارکینسون، وزوزگوش و آلزایمر، با موفقیت به کار رفته است. همچنین شواهد بسیاری اثربخشی tDCS را بر بهبود توانمندی های شناختی مانند حافظه، یادگیری، توجه، برنامه ریزی و . . . تأیید میکنند.
 

3. چرا پارند؟

هفت دليل براي انتخاب پارند به عنوان مركز ارائه دهنده خدمات تكنولوژيك

1.برگزاری دوره های آموزشی: برگزاری دوره های آموزشی و ارائه مدرک از دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی به همراه امتیاز باز آموزی

2.مرجع آموزش متخصصان: اكثر كساني كه در ايران از نوروفيدبك استفاده مي‌كنند توسط متخصصان مركز پارند آموزش داده شده‌اند.

3.پشتوانه تجربي بالا: برخي از درمانگران مرکز پارند از اولين كساني هستند كه نوروفيدبك را در ايران به عنوان يك روش درماني بكار برده‌اند.

4.استفاده از آخرين دستاوردهاي علمي جهان: مركز پارند از طريق همكاريهاي بين المللي خود توانسته است آخرين روشهاي اثبات شده علمي را گرد هم آورد. استفاده همزمان از نوروفيدبك و بيوفيدبك و تلفيق درمان با آموزشهاي خاص مغز بخشي از اين دستاوردهاست.

5.ارزيابي جامع و دقيق: استفاده از مصاحبه تشخيصي دقيق، مشاهده رفتاري، آزمونهاي روانشناختي كامپيوتري و منحصر به فرد، بررسي مغز از طريق QEEG و ERP يكي ديگر از وجوه تمايز مركز پارند از ساير مراكز ديگر است.

6.بهبود چند جانبه:متخصصان مركز پارند معتقدند كه درمان موثر و يا ارتقا توانمنديهاي فردي نيازمند استفاده از روشهاي مختلف به صورت همزمان است و براي موفقيت در اين راه بايد روشهاي مختلف (نوروفيدبك، بيوفيدبك، آموزش مغز، بازي درماني، پارياد و ...) را با هم تركيب نمود.

7.منصفانه بودن هزينه ها: با توجه به حرفه‌اي بودن تيم درمان و روشهاي درماني-ارتقايي منحصر به فرد، هزينه‌هاي خدمات ارائه شده توسط مركز پارند بسيار منصفانه است.  

4. در کارگاه تحریک الکتریکی مغز tDCS چه چیز یاد میگیریم؟

لازم به ذکر است که تحریک جدار جمجمه ای با جریان مستقیم (tDCS)، نوعی درمان غیر تهاجمی است که طی آن جریان مستقیم بسیار ضعیفی ( 1 تا 3 میلی آمپر ) را بر پوست سر وارد می کنند . از آنجا که جریان مستقیم با تکانه های گسسته، به قطبی سازی و نه تحریک می پردازد ، فعالیت آن مستقیما به شلیک پتانسیل عمل در نورون های قشر نمی انجامد. شواهد علمی موجود بر تاثیر این روش درمانی به عنوان درمان مکمل در توانبخشی بیماران سکته مغزی و مشکلات روانشناختی از جمله افسردگی و .. اشاره دارد.
  • مقدمه ای بر tDCS (تعریف ، اهداف ، تاریخچه و سیر پیشرفت ، مفروضات و منطق زیربنایی نحوه عملکرد ، اخلاق و ایمنی)
  • انواع روشهاي چسباندن الکترودها (پدها)؛ چگونگی کارکرد tDCS؛ تحریک آندي و کاتودي؛ اجراي یک جلسه درمانی با tDCS
  • کاربردهاي  tDCSدر اختلالات مختلف، توانبخشی شناختی و افزایش عملکرد شناختی افراد عادي
  • QEEG guided tDCS4.  براساس یافته هاي نقشه مغزیtDCS ارائه

5. کارگاه های tDCS که به تازگی در مرکز پارند برگزار شده اند؟

کارگاه آموزشی تحریک الکتریکی مغز tDCS تاریخ 28 تیر در شیراز
کارگاه آموزشی تحریک الکتریکی مغز tDCS تاریخ 9 خرداد

6.  شرکت کنندگان در کارگاه tDCS چه کسانی هستند؟

در لینک زیر میتوانی اسامی افرادی که در دوره ها مختلف کارگاه tDCS شرکت کرده اند را مشاهده کنید.

شرکت کنندگان

نقشه مغزی EEG

کارگاه آموزش QEEG

1. EEG چیست؟

EEG ثبت ديجيتالي يا كاغذي سيگنالهاي امواج مغزي است. مغز انسان يك ارگانيسم الكتروشيميايي است. فعاليت الكتريكي نورونهاي مغزي به سطح جمجمه مي‌رسند. اين فعاليت الكتريكي بسيار ضيف و در حد ميكروولت است. دستگاه EEGاز طريق الكترودهاي متصل به جمجمه، اين فعاليت را ثبت و در قالب امواج مغزي نشان مي‌دهد. بنابراين، اندازه‌هاي الكتروانسفالوگرافي (EEG) بازتابي از ارتباط بين جريان‌هاي الكتريكي درون جمجمه‌اي و ولتاژ‌هاي ناشي از آن بر روي سر است كه اين ولتاژها منعكس‌كننده جنبه‌هاي خاص پردازش و كاركرد الكتريكي مغز- مانند اينكه مناطق مختلف مغز چه فعاليت الكتريكي دارند و يا در مقابل محرك‌ها و در خلال تكاليف شناختي، چگونه پاسخدهي مي‌كنند- هستند. شكل 2-2 نماي كلّي يك EEG ساده را نشان مي‌دهد. سيگنالهاي دريافتي از جمجمه از طريق آمپلي‌فاير تقويت شده و به شكل امواج مغزي يا داده نمايش داده مي‌شوند.

 

 

براي چسباندن الكترودها بر روي سر از نظام بين‌المللي 20-10 استفاده مي‌شود. شكل 2-3 به صورت خلاصه شيوه اندازه‌گيريهاي مرتبط با اين نظام و نقاط مختلف را نشان مي‌دهد. در اين نظام اعداد فرد مرتبط با نيمكره چپ و اعداد زوج مرتبط با نيمكره راست است.

 

فركانس موج مغزي بر حسب هرتز يا ميكروولت قابل تعريف است. هرتز بيان‌كننده ريتم موج است و يك هرتز(Hz) برابر با يك دور در ثانيه است. فركانسهاي كند، كمتر از Hz10 و فركانس‌هاي سريع بيشتر از Hz13 دارند. ميكرولت، افراشتگي يا بلندي موج (امپليتيود) را بررسي مي‌كند. ميكروولت‌ها بسيار متغير هستند و از 0 تا 100 ميكروولت تغيير مي‌كنند. معمولاً (ونه هميشه)، امواج كند، آمپلتيود بيشتري نسبت به اواج سريع دارند. زماني كه امواج كند در مغز غالب هستند، فعاليت مغزي كند و يا مغز آماده انجام عمل است. برعكس، در زمان غلبه امواج سريع، مغز در حال انجام تكاليف مختلف است. شكل 2-4، رابطه بين هرتز و آمپليتيود را نشان مي‌دهد.

2. الكتروانسفالوگرافی كمی (QEEG) چیست؟

QEEG برخلاف EEG، به منظور بررسي كاركرد مغز (نه ساختار مغز) ابداع شده است، بنابراين از آن مي‌توان در شناسايي و تشخيص اختلالات كژكنشي كاركرد مغز نظير AD/HD، اضطراب، افسردگي، آلزايمر و ... استفاده كرد. در اين روش امواج مغزي حاصل از فعاليت قشر مخ بيمار (با استفاده از الكترودهاي متصل به جمجمه) وارد كامپيوتر شده و با انجام يك سري عمليات رياضي، اين امواج به عدد و اعداد به نمودار يا تصوير تبديل مي‌شوند. شكل 2-6 QEEG را در كنار ساير روشهاي تصويربرداري مغزي نشان مي‌دهد. امروزه مي‌توان با مقايسه QEEG فرد بيمار با QEEG پايگاه‌داده‌هاي موجود (تحليل‌هاي QEEG افراد بهنجار)،  نابهنجاريهاي كاركرد مغز را شناسايي كرد و با تطبيق آن با الگوهاي موجود، نوع اختلال را مشخص نمود.

همانگونه كه گفته شد، QEEG فرد با افراد بهنجار مقايسه مي‌شود. مفروضه زيربنايي چنين مقايسه‌اي اين است كه بيماريهاي مختلف روانپزشكي، باعث ايجاد نابهنجاري‌هاي معناداري در مغز شده و تغييراتي را در QEEG به وجود مي‌آورد (چابت و همکارانش، 1999 و 2001). ذكر اين نكته ضروري است كه بايد در هنگام مقايسه، پارازيت‌ها (كه اصطلاحاً آرتيفكت ناميده مي‌شوند) كاملاً حذف گردند. از آنجائي‌كه تركيب طيفي فعاليت الكتريكي مغز با افزايش سن تغيير مي‌يابد، بنابراين در هنگام مقايسه با جمعيت بهنجار، سن فرد و جمعيت بهنجار بايد يكسان باشد.

 

 

هر یک از امواج در شرایط مشخص مکان و شدت خاصی دارند که حالت نرمال را نشان می‌دهد. رنگ سبز نشان‌دهنده حالت طبیعی است. اگر شدت موج اندازه گرفته‌شده توسط دستگاه از حالت طبیعی بیشتر باشد (که نشانه مشکل در عملکرد مغز است)، دستگاه آن را با رنگ‌های زرد، نارنجی و قرمز نشان می‌دهد. اگر شدت موج تولید شده کمتر از حالت طبیعی باشد (که باز هم حاکی از اشکالی در کار مغز است)، دستگاه آن را با رنگ‌های آبی و بنفش نشان می‌دهد. نحوه نشان دادن این رنگ‌ها هم به شکل سرهای رنگی است. به این معنی که هر موج در هر جای سر که تولید شده با رنگ خاص خودش نشان داده می‌شود. گفتیم که در هر لحظه همه امواج در همه قسمت‌ها تولید می‌شوند، بنابراین دستگاه برای باندهای مختلف سرهای جدا ترسیم می‌کند. به این سرهای رنگی نقشه مغزی گفته می‌شود. رنگ هر موج از مقایسه مقدار اندازه گرفته شده در مغز مراجع با حالت طبیعی به دست می‌آید. از آن‌جا که هر یک از اختلالات و مشکلات گوناگون مانند AD/HD و LD در اثر وجود اشکال در عملکرد مغز و در نتیجه کم و زیاد شدن امواج مغزی به‌وجود می‌آیند، لذا نقشه مغزی فرد سالم با نقشه مغزی فردی که AD/HD دارد متفاوت است. به این ترتیب، متخصص با بررسی نقشه مغزیافراد مختلف، پی به مشکل یا توانمندی‌های آنها می‌برد

3. سرفصل های کارگاه الکتروانسفال.گرافی کمی QEEG که در مرکز پارند برگزار میشد شامل چه برنامه ای است؟

 

روز اول

شناسایی سیستم بین المللی 20-10 ﻧﺤﻮه اﺗﺼﺎل اﻟﮑﺘﺮودﻫﺎ ؛ ثبت EEG ثبت EEG در حالات مختلف ؛ آرتیفکتها و تاثیر آنها بر نوار خام آﺷﻨﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﺳﺨﺖ اﻓﺰار و ﻧﺮم اﻓﺰار؛ آﺷﻨﺎﯾﯽ ﺑﺎ اﺻﻄﻼﺣﺎت ﻓﻨﯽ ویرایش و تحلیل EEG ؛ ﺗﻬﯿﻪ ﮔﺰارش اوﻟﯿﻪ از EEG و QEEG
 

روز دوم

EEG ﮐﻤﯽ: ﻣﻮﻧﺘﺎژﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ، ﺗﻮان ﻣﻄﻠﻖ، ﺗﻮان ﻧﺴﺒﯽ، ﻧﺎﻗﺮﯾﻨﮕﯽ، ﻫﻢ ﻧﻮﺳﺎﻧﯽ، اﻧﻮاع دﯾﺘﺎﺑﺴﻬﺎي ﻧﺮﻣﺎل و ﻏﯿﺮه. تحلیل QEEG؛ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﻫﺎ و ﮔﺰارشها ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻋﻤﻠﯽ- ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻧﺘﺎﯾﺞ و ﮔﺰارش ﺑﺮرﺳﯽ و درك راﺑﻄﻪ ﺑﯿﻦ ﺳﯿﮕﻨﺎﻟﻬﺎی EEG و رفتار  

روز سوم

ﺗﺎﺛﯿﺮات داروﻫﺎ و ﻣﻮاد ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺮ روی EEG  و QEEG، فارماکوای ای جی یافته های QEEG در اختلالات مختلف؛ آشنایی با ﻓﻨﻮﺗﯿﭙﻬﺎي EEG ﻣﻘﺪﻣﻪ اي ﺑﺮ روش ERP ، ﻧﺠﺎم ﭘﺰوﻫﺶ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از QEEG ، ﻣﻼﺣﻈﺎت روش ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ
 

3. چرا پارند؟

هفت دليل براي انتخاب پارند به عنوان مركز ارائه دهنده خدمات تكنولوژيك

1.برگزاری دوره های آموزشی: برگزاری دوره های آموزشی و ارائه مدرک از دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی به همراه امتیاز باز آموزی

2.مرجع آموزش متخصصان: اكثر كساني كه در ايران از نوروفيدبك استفاده مي‌كنند توسط متخصصان مركز پارند آموزش داده شده‌اند.

3.پشتوانه تجربي بالا: برخي از درمانگران مرکز پارند از اولين كساني هستند كه نوروفيدبك را در ايران به عنوان يك روش درماني بكار برده‌اند.

4.استفاده از آخرين دستاوردهاي علمي جهان: مركز پارند از طريق همكاريهاي بين المللي خود توانسته است آخرين روشهاي اثبات شده علمي را گرد هم آورد. استفاده همزمان از نوروفيدبك و بيوفيدبك و تلفيق درمان با آموزشهاي خاص مغز بخشي از اين دستاوردهاست.

5.ارزيابي جامع و دقيق: استفاده از مصاحبه تشخيصي دقيق، مشاهده رفتاري، آزمونهاي روانشناختي كامپيوتري و منحصر به فرد، بررسي مغز از طريق QEEG و ERP يكي ديگر از وجوه تمايز مركز پارند از ساير مراكز ديگر است.

6.بهبود چند جانبه:متخصصان مركز پارند معتقدند كه درمان موثر و يا ارتقا توانمنديهاي فردي نيازمند استفاده از روشهاي مختلف به صورت همزمان است و براي موفقيت در اين راه بايد روشهاي مختلف (نوروفيدبك، بيوفيدبك، آموزش مغز، بازي درماني، پارياد و ...) را با هم تركيب نمود.

7.منصفانه بودن هزينه ها: با توجه به حرفه‌اي بودن تيم درمان و روشهاي درماني-ارتقايي منحصر به فرد، هزينه‌هاي خدمات ارائه شده توسط مركز پارند بسيار منصفانه است.
 

6.  شرکت کنندگان در کارگاه الكتروانسفالوگرافی كمی QEEG چه کسانی هستند؟

در لینک زیر میتوانی اسامی افرادی که در دوره ها مختلف کارگاه الكتروانسفالوگرافی كمی QEEG شرکت کرده اند را مشاهده کنید.

شرکت کنندگان

 

مرکز پارند

پارند به عنوان اولین مرکز تخصصی توانمندسازی انسان، فعالیت خود را از سال 1389 آغاز کرده است. زمینه اصلی فعالیت های این مرکز، نوروساینس و کاربردهای تخصصی و عام آن به ویژه با محوریت توانمندسازی انسان می باشد. پارند با تکیه بر متخصصان با تجربه و با تخصص های گوناگون روانشناسی، مهندسی پزشکی و نوروساینس، سعی دارد در تولید و بکارگیری دانش، خدمات و فناوریهای مبتنی بر نوروساینس پیشگام بوده و خدمات خود را با قیمت مناسب و کیفیت بهینه در اختیار گروه‍های سنی و علمی مختلف قرار دهد.

تماس باما

  • واحد آموزش: تهران، جردن(بلوار آفریقا)، نبش خیابان ناصری، پلاک 2، طبقه چهارم
  • تلفن: 88776400
  • واحد درمان و نوروسایکوتراپی:تهران، سهرودی شمالی ، خیابان خرمشهر ، پلاک 34 ، طبقه اول
  • تلفن: 88524024
  • ایمیل:info@paarand.org
  • Hotline: 647-507-1376

بالا
We use cookies to improve our website. By continuing to use this website, you are giving consent to cookies being used. More details…